www.rozegarejavani.mihanblog.com
دوستان می توانند آدرس جدید را در لینک وبلاگشون اصلاح نمایند
متشکرم
(ع) شروع کنم بخاطر همین به واسطه تولد طبیغت بخشی از خطبه اول مولا در مورد آفرینش انسان رو
قرار دادم :
سپس خداوند مقداری خاک از قسمتهای سخت و نرم زمین، و خاکهای مستعد،شیرین و شوره زار آن
گرد آورد و آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد و با رطوبت آن را به هم آمیخت تا به صورت موجودی
چسبناک در آمد و از آن صورتی دارای اعضا و جوارح ،پیوستگیها و گسستگیها آفرید آن را جامد کرد تا
محکم شود و صاف و محکم و خشک ساخت تا وقتی معلوم و سرانجامی معین و آنگاه از روح خود در او
دمید،پس به صورت انسانی دارای نیروی عقل که وی را به تکاپو می اندازد در آمد و دارای افکاری که ...

بهار وقتی که از پنجره سرک می کشد
بی آن که بخواهی یاد بنفشه و یاس و اقاقی دارد
کاش زودتر رسد آن روز ؛ که شمیم بهار را
از پیراهن یوسف سفر کرده بشنویم
در انتظار نوروزگار ؛ نوروز مبارک
بهار، همه طراوتش را مدیون یک گل است: گل زیبای نرگس.
اگر سختی زمستان غیبت نبود، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.
خانه تکانی، رسم قدیمی همه منتظران است. بهاراز راه می رسد،
خانه تکانی دل ها را فراموش نکنیم.

همه جا شلوغه مملو از مردمی که در حال آمادگی برای پذیرایی از بهار هستند...
آری زیباترین خلقت خدا در حال آمدن....
بهاری که با آمدنش دگرگون می کند دنیای سرد این روزهای مارا...
خیلیها دلهاشون با آمدن بهر دگرگون میشه....
خیلیها همراه زدودن گردو غبار خونه هاشون تصمیم میگیرن خونه تکونی دلشون رو هم انجام بدن...
آری بهار با همه زیباییهایش در حال آمدن است صدای پاهاشو بخوبی میشه شنید....
میشه بهار رو تو لبخند زیبای مردمان این سرزمین دید تو برق چشمان بچه هایی که با خرید لباسهای نو
به استقبالش میرن.....
بهار نوید در کنار هم بودنه نوید شادی و شور....
اما کمی آنطرفتر شادی وجود نداره چشمان بچه هاشون برق لباس نو رو نمیبینه....
اونا چیزی ندارن که باهاش به استقبال بهار برن....
اونا در فقرشون بی تقصیرن اما کسی توجهی بهشون نداره....
وقتی نو می پوشی و وقتی بهترین هارو میخوری هیچوقت به یادشون بودی؟...
یادمه از وقتی خودمو شناختم هیچوقت نو پوشیدن و خوب خوردن برام لذتی نداشته چون همیشه اونا
تو فکرم بودن اینکه من دارم و اون نداره اینکه من میخورم و اون نداره بخوره .....
مقصر کیه؟ من؟ تو؟ او؟ کی؟.....
نمیدونم فقط از خدا میخوام لذت زندگی خوب به همه انسانها عطا فرماید...
سالی خوب پر از شادی و موفقیت داشته باشید دلهاتون همیشه بهاری باشه
اتفاقاتی تو زندگی میافته که نمیشه گفت امتحان الهی هست نمیدونم جوونای این دوره چرا اینطوری
هستن؟ چرا بزرگترها رو غریبه می دونن ؟چرا سعی میکنن همه کاراشونو دور از چشمان خانواده انجام
بدن ؟چرا فکر میکنن بزرگترها با همه هیجانهای جوونی اونا مخالفن؟ یکی نیست بگه بابا اونچه که
بزرگترها مخالفش هستن مطمئنا مضر هست که مخالف هستن این رو از رو تجربه میگن اما یه باور غلط
که چون ما جوونیم اونا درکمون نمیکنن سبب میشه که دست به کاری بزنن که ممکنه عاقبت بدی در پی
داشته باشه گاهی اتفاقات ممکنه به گونه ای باشه که جبران پذیر نباشه گاهی اشتباهاتی مرتکب
میشن که برای جبرانش از رو بی تجربگی متاسفانه دچار اشتباه بزرگتری می شوند تو دوره ای که علم و
دانش داره حرف اول رو میزنه جووناش باید متفکرتر از گذشته و عاقلتر باشن متاسفانه اینطور نیست اگه
میخواهیم بزرگترها باورمون داشته باشن ما هم باید باورشون داشته باشیم باید دردامون رو بگیم بیاییم
با خانواده هامون صادق باشیم که اگه خلاف این باشه متضرر خواهیم شد بزرگترین آفت امروز جامعه ما
داشتن دوستی با جنس مخالف خارج از چارچوب و نظارت خانواده هست که متاسفانه گاهی باعث در
هم ریختن بعضی از خانواده ها میشه غرور بدترین آفت این نوع ارتباط هست یک فرد هیچوقت نمیتونه به
تنهایی تمام زوایای فکری طرف مقابلشو فقط از حرفهای طرف مقابل بشناسه باور داشته باشیم که
خانواده ها هم بخش مهم و سهمی بزرگ در حق ماها دارن .
صداقت حلقه گم شده امروز جامعه ماست
بخل،حسد، کینه، نفاق،جهالت، ظلم،دشمنی و....... ویژگیهایی که بشر را در خود غرق کرده بود
جهالتی که تا آنجا بشر را پیش برده بود که فرزند خویش را،جگر گوشه خود را زنده در گور می کرد وای
خدای من گناه تا کجا این چه بشریست واما طلوع می کند مردی از تبار عشق و معرفت به اذن پرورگار
برای پایان رسالت ابراهیم خلیل الله، او آمد تا بشر را از پستی به اوج معرفت و انسانیت برساند، آمد
به بشر بیاموزد که رنگها جدا کننده نیست،قومیت جدا کننده نیست،جنسیت جدا کننده نیست فرزند
دخترش را باید همچون پسرش عزیز بدارد، بخل و حسد و کینه و... باید از خویش دور سازد و قلبش را از
پلیدیها پاک سازد تا جایگاه مقدسی گردد او عشق را در دلها نهاد و انسانیت را به بالاترینها رساند.
میلاد رسول الله بر همه آزادگان عالم مبارک
امروز یه مدتی رفته بودم تو فکر نمیدونم یهو جرا همچین حسی به من دست داد،به یکباره خیلی از
خاطرات گذشته تو ذهنم مرور شد شاید باورتون نشه من خیلی از خاطرات زمان ۳و ۴ سالگی خودمو به
یاد دارم این از اونجایی میگم که ۲تا از پسرداییام تو سال ۶۴ و۶۵ به شهادت رسیدن و من از رفت و آمد
های اونا به خونمون خاطراتشونو به یاد دارم یادش بخیر چه دورانی بود خیلی با معرفت بودن اونا باهم
برادر بودن و تو قائمشهر زندگی میکردند خیلی مادرو پدر منو دوست داشتن به همین دلیل رفت و آمد
زیادی داشتیم یونس که بزرگتر بود عاشق سینما بود هربار که یه فیلم جدید می آوردن میومد خونمون و
با ما ۳تا برادر ۴ نفری میرفتیم سینما باورتون نمیشه ۴ نفر با یه دوچرخه میرفتیم سینما وای یه بار
خوردیم زمین تمام دست و پاهامون زخمی شده بود رسیدیم خونه منتظر بودیم از طرف پدرو مادر
سرزنش بشیم اما اونا فقط لبخند زدن خدا پدرمو رحمت کنه می گفت اونقدر باید زمین بخورین و بلند
بشین تا مرد بشین گاهی با دوستاشون میومدن خونمون همشون بچه های پاک و با صفایی بودن چه
کبابی درست می کرد برامون میزدیم تو رگ وقتی امروز عکسهای اون زمان رو نگاه می کردم بغض گلمو
گرفته بود چه جوونایی بودن تمام خوشی و درس و تحصیل رو ول کردن رفتن تا انقلاب حفظ بشه رفتن تا
از خاک و ناموسشون دفاع کنن رفتن و موفق شدن هردوشون تو اون سالها مفقودالاثر شدن.
فکر شو بکنید بعد ۱۰ سال به یه خانواده خبر بدن که استخوانهای هردو فرزندشونو با هم پیدا کردن چه
حالی میشه اون خانواده اون موقع من ۱۵ سالم بود گریه امونمونو بریده بود آخرین باری که یونس رفته
بود دوربین مارو هم با خودش برده بود اما نه خودش برگشت نه دوربین قبل رفتنش چندتا عکس انداخته
بودیم که نگاتیوش تو اون دوربین بود دوست داشتم اون عکس هارو الان داشتم اما خب نمیشه
۲تا برادر تو یه روز تشعیع شدن وای نمیدونین چه غوغایی بود چه جمعیتی اومده بود اونا رفتن تا الان ما
راحت باشیم اما اونا کجا و ما کجا ؟
به خودمون نگاه کنیم که کجا ایستاده ایم چه کرده ایم از امانتی که به ما سپردن چطور حفاظت کردیم
نه ما محافظان خوبی نیستیم ما خیلی از اونا عقبیم اگه تلاش نکنیم ته مونده میراث اونا رو هم از دست
میدیم کمبود هست ناملایمات هست بی عدالتی هست اما نباید دلسرد شد ما سعی کنیم تلاش
کنیم تا جای اونا رو پر کنیم و به مهره های بی ارزش اجازه ندیم به ارزشهای ما جفا کنند تحت تاثیر
تبلیغات بیگانگان نباشیم ما راهمون رو خوب بلدیم اما نمیدونم چرا براش ارزش قائل نمیشیم
بیاییم انطور زندگی کنیم که در پایان شرمنده خون شهدامون نباشیم...
نمیدانم اما چیزی از درونم فریاد میزند که می توانم فرصتهای از دست رفته جبران کنم می توانم به آنچه
که می خواستم برسم .....
ولی این را می دانم که دیر اتفاق می افتد ولی می دانم به آن خواهم رسید می خواهم به فریاد درونم
اعتماد کنم می خواهم تلاش کنم می خواهم بدوم نمی خواهم دیگر حسرت بخورم می خواهم برخیزم
تا برسم به آنچه که می خواستم و می خواهم
خدایا یاریم کن می دانم که راه سختی در پیش دارم جز به لطف تو موفقیت میسر نخواهد بود
خدایا یاور همه جوانان سرزمینم باش....آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

شهادت مولای عشق ثامن الحجج علی بن موسی الرضا بر همه شیعیان تسلیت باد

سلام غریب تر از هر غریب
سلام مزار بی چراغ، تربت بی زائر، بهشت گمشده
سلام آتشفشان صبر، چشمان معصوم ،بازوان مظلوم ،زبان ستمدیده
سلام سینه شعله ور،جگرسوخته ،پیکر تیرباران شده ،
سلام امام غریب من
ای خاتم مهربانی و عشق! سلام بر تو که گامهای مهتابی ات
شبهای جهل بشر را به جادهای راستی کشاند
رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) بر همه مسلمانان تسلیت باد

باز دلم خون شد و چشمم گریست
آنکه درین روز چون من نیست کیست؟
باز دگر باره رسید اربعین
جوش زند خون حسین از زمین
غرق تلاطم شده بحر محیط
یک سره درد است بساط بَسیط
شد چهلم روز عزای حسین
جان جهان باد فدای حسین
عجب حکایتی است حکایت انقلاب.
عجب حکایتی دارد حکایت شهدا. حکایت خون هایی که به پای نهال انقلاب
ریخته شد و امروز این نهال تبدیل به جوانی سی و دو ساله شده است...
این انقلاب هدیه ای است ارزشمند از "احمد رضا احدی" ها به ما نسل
سوم انقلابی ها که امروز به جای آنها در خط مقدم جنگ نرم قلم به دست
و در خاکریز وبلاگهایمان سنگر گرفته ایم.
احمدرضا جان! باید بگویم که بسیجی امروز بسیجی تر است.
اگر شما هشت سال با دشمنان خارجی جنگیدی ما هشت ماه با
دشمنان داخلی و خارجی جنگیدیم.
اگر تو در فکه و شلمچه و دهلاویه و طلائیه جنگیدی ما در فیس بوک
و بالاترین و فرندفید و جرس جنگیدیم......

گاهی غم ها خیلی بزرگ نیستند، به بزرگی نبودن مادر، به بزرگی
نداشتن نان شب ...
به بزرگی یک بیماری لا علاج، به بزرگی از دست دادن فرزند،به
بزرگی نقص عضو.....
اما سنگین اند...خیلی سنگین !
به جایی می رسی که باید تحمل کنی!
سنگینی را تحمل میکنی...دم بر نمیزنی...شکر خدا میکنی ...
در تنهایی اشک میریزی و کاش ها را می شمری!
روزهایت با چرا های بی جواب سپری می شود
و به چشم خود می بینی چین های روی صورتت هر روز بیشتر
می شود
لبخند لب ها هر روز کم رنگ تر
خنده ها رفته رفته بی صداتر!
اندوه چشمان هر روز آشکارتر!
و حسرت دوران کودکی بیشتر!
اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد بدون کار خدا بوده !
اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خردنشی
بدون تنها محرمت خدا بوده !
حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفه ات کرده شک نکن
تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده .
خدایا ایرانمان بیش از گذشته به الطاف خاص وجود مقدست احتیاج دارد
مردم فراموش شدگان امروز این جامعه بحران زده ای هستند که تلاش
میکنند آنرا آرام جلوه بدهند شکم سیرانی که از سر سیری بر سر قدرت
به جان هم افتاده اند و گردو خاک یقه گیریشان بر چشمان این ملت
همیشه وفادار فرو میرود خدایا اینان را چه شده است چرا فراموش
کرده اند که سالها رنج مبارزه را برا ی چه این ملت تحمل کرده اند؟
چرا اهدافی که ۳۳ سال پیش عنوان کردن را فراموش کرده اند
یه عده از این شکم سیران به غریبه ها متوسل شده اند یه عده
دیگر به چوب و چماق نمیدانم جایگاه این مردم پس کجاست؟
مفسدان اقتصادی به راحتی قانون گریزی میکنن بزرگانشان
راحت دارن میچرن و خورده ریزهایی بی ارزش محاکمه میشوند
پس چطور میخواهند حق آن پسر بچه فال فروش یا آن دخترک
معصومی که سر چهار راه گل میفروشد ولی توان خواندن شماره
اسکناس را هم ندارد بپردازند؟
خدایا کی مردمان مظلوم سرزمینم عدالت را خواهند دید خدایا
امید این مردم را زودتر بفرست
![]()
![]()
اللهم عجل الولیک الفرج![]()
![]()
![]()
خدایا از اینکه رحمتت را بر ما ارزانی نمودی تورا شاکرم
خدایا گناهانمان زیاد است تو غفاری به بزرگی خودت مارا ببخش
خدایا امروز بارانت خوشحالی را به دلهای این مردم هدیه کرد
خدایا شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکرت
حاجت همه حاجتمندان را براورده کن حاجت من حقیر را
هم برآورده کن خدایا دوستانم در حقم محبت کردن توان
جبران ندارم تو نیزمحبت را در حقشان تمام کن
خدایا دنیا داره رو سرم آوار میشه
کمکم کن
مسرور می شود،و گاهی به خاطر از دست دادن چیزی که هرگز به آن
نمی رسد ناراحت می شود
از این رو خوشحالی تو باید از چیزی باشد که در طریق آخرت به دست
آورده ای و تاسف تو باید از اموری باشد که مربوط به آخرت است و از
دست داده ای، به آنچه از دنیا می رسی آنقدر خوشحال مباش
و آنچه از دنیا از دست می دهی بر آن تاسف مخور و جزع مکن
همتت در آن باشدکه پس از مرگ به آن خواهی رسید
نهج البلاغه(نامه ۲۲)

شهادت امام سجاد (ع) بر همه شما عزیزان تسلیت باد

قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند:
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا... این سخنی است که پشت شیطان را
می لرزاند و یاران حق را به فیضان دایم رحمت او امیدوار می سازد. ... و تو
ای آنکه در سال شصت ویکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و
اکنون در این دوران جاهلیت ثانی وعصر توبه بشریت ،پای به سیاره زمین
نهاده اینومید مشو،که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون
توست وانتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی واز خود و
دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لا زمان و لا مکان ولایت
ملحق شوی وفراتر از زمان و مکان ،خود را به قافله سال شصت و یکم
هجری برسانی ودر رکاب امام عشق به شهادت رسی ... یاران !شتاب کنید
قافله در راه است.می گویند که گناه کاران را نمی پذیرند؟ آری، گناهکاران
را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند. آدم نیز در این
قافله ملازم رکاب حسین است،که او سرسلسله خیل پشیمانان است،
و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده
است،آدم نیز دهشت زده و رها شده وسرگردان،در این برهوت گمگشتگی
وا می ماند.
متن بالا نوشته ای بود از شهید بزرگوار مرتضی آوینی امیدوارم کسانی
که عاشورای گذشته پا در رکاب دشمنان دین و ملت نهادن و به قداست
عاشورای حسین(ع) اهانت کردن از کردار خویش پشیمان باشن و با توبه
،امسال درپی جبران اشتباهشان باشن تا بتوانن شفاعت آقا را در آخرت
نصیب خویش کنند باشد که بخشیده شوند.
به خبرها نگاه کنید همانان که از خائنان به ملت حمایت کردند این روزها در
کشورشان با وحشیانه ترین شکل ممکن مخالفان خودشان که اکثریت از
قشر دانشجو هستن به خاک وخون میکشند اما همینان سال گذشته
برای ایران کاسه داغتر از آش شده بودند.
امیدوارم امسال بیش از گذشته حرمت عاشورا را پاس بداریم و فریاد
عدالتخواهی خودمان را با زبان زیبا بلند کنیم و امیدواریم جواب زیبا دریافت کنیم.
جانم به فدای حسین
|
امشب هفتمین شب است . شب عطش و ما بد جوری به تو نیاز داریم. نه به شمعی که در سقاخانه ای رو به روی تمثالت بگذاریم. نه به سبزی خوردن های سفره ای که لابد سمبل ردای تو اند.نه!ما امشب به قامت رشید خودت نیاز داریم!خود خودت! به دستهایت که باز علم بگیرند . به بازوانت که تکیه گاه شوند. به گریه ات پیش حسین (ع) به این که بگویی : "جان برادر دیگر طاقت ندارم بگذار بروم" . به رفتنت. به رسیدنت به نهر آب. به کف آب پر کردنت. به دست های قلم شده. به چشم های خون آلود. به مشک تیر خورده. به آن کمر که پیش پای تو بشکند. ما امشب به همه ی اینها نیازمندیم. چون امشب شب عطش است. مشک های آب هستند. دریاها موج می زنند ولی امشب، شب عطش است وما به مشکی نیاز داریم که با دندان گرفته باشند وتیر بخورد. قحطی عشق است. بگو به برادر که عمود خیمه ات را بر ندارد. بگو که می خواهیم برویم سر به عمود بگذاریم و تمام دلتنگی هامان را برای قامت " مردی که نیست " گریه کنیم! |
به عمق فلسفه ملاصدرا باشد.مشکل ما این نیست که برای شیرین کردن زندگی معجزه نمی کنیم،
مشکل ما این است که همانقدر که ویران می کنیم نمی سازیم،همانقدر که دور می شویم بازنمی
گردیم،همانقدر که آلوده می کنیم پاک نمی کنیم،همانقدر که تعهدات و پیمانهای نخستین خود را
فراموش می کنیم آنهارا به یاد نمی آوریم،همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم.
مشکل ما این است که از رویاهای خوش آغاز دور می شویم و این دور شدن به معنای قبول سلطه
بیرحمانه زمانه است. بر سر قول و قرارهای نخستین نماندن باور پیرشدگی روح است.
عیب ندارد حوصله داشته باش قیمت عشق همیشه بیش از تحمل آدمیزاد بوده است. سخت است که
زندگی را به یک عاشقانه آرام تبدیل کنی ... باید! اما سخت است می دانم
ارسالی از:ماندانا غفاریان